Vanitas - یادآوری مرگ و میر انسان از طریق نقاشی Vanitas

John Williams 30-09-2023
John Williams

فهرست مطالب

V anitas یک شکل هنری بود که در قرن 16 و 17 شروع شد و به عنوان یک نوع نمادین از آثار هنری وجود داشت که موقتی و بیهودگی زندگی و لذت را نشان می داد. شناخته شده ترین ژانری که از تم Vanitas بیرون آمد، ژانر طبیعت بی جان بود که در شمال اروپا و هلند بسیار محبوب بود. آثار هنری وانیتاس در زمان تنش‌های مذهبی بزرگ در اروپا به وجود آمدند، زیرا به عنوان مدافعی از رسالت پروتستان در درون نگری ظاهر شدند.

Vanitas چیست؟

وانیتاس که در قرن 16 و 17 در هلند سرچشمه گرفت، به نوع بسیار گسترده ای از نقاشی استاد هلندی تبدیل شد. ژانر Vanitas از شکل بی جان به منظور تداعی کیفیت زندگی گذرا و بیهودگی زندگی در آثار هنری تولید شده استفاده کرد.

در آن زمان، ثروت تجاری بزرگ و ارتش منظم وجود داشت. درگیری اروپا را در بر گرفت و موضوعات و ایده های جالبی را در اختیار نقاشان قرار داد. هنرمندان شروع به ابراز علاقه به کوتاهی زندگی، بی معنی بودن لذت های زمینی و همچنین جستجوی بیهوده برای قدرت و شکوه کردند. سپس این مضامین در نقاشی‌های ساخته شده بیش از حد مورد تأکید قرار گرفت و به عنوان ویژگی‌های اساسی در آثار هنری وانیتاسی که پس از آن به وجود آمد در نظر گرفته شدند.

شکل بسیار تاریک نقاشی بی‌جان به عنوان تم وانیتاس شکوفا شد.شباهت زیادی با مراسم بزرگداشت مردگان در قرون وسطی دارد. قبل از این ژانر نقاشی، این وسواس مرگ و زوال، بیمارگونه به نظر می رسید. با این حال، پس از همپوشانی با عبارت لاتین memento mori ، این مضامین درون نقاشی‌ها به آرامی غیرمستقیم‌تر و در نتیجه قابل قبول‌تر شدند. مضامین آن، در حالی که هنوز برای بینندگان تکان دهنده و تیره و تار بود، درک آن آسان تر می شد، زیرا فقط برای یادآوری موقتی بودن زندگی و لذت ها و همچنین اطمینان واقعی از مرگ به بینندگان استفاده می شد.

به علاوه. بر اساس اصول اصلی خود، سبک هنر Vanitas توجیهی اخلاقی برای نقاشی اشیاء جذاب در محیط‌های ترسناک ارائه می‌دهد. این به این دلیل بود که پیامی که نقاشی‌ها سعی در رساندن آن داشتند بسیار مهم‌تر از خود اشیاء واقعی بود. ) توسط آبراهام میگنون، جایی که در میان طبیعت زنده و خطرناک (مارها، قارچ های سمی) به سختی قابل مشاهده است، تنها اسکلت پرنده نمادی از غرور و کوتاهی زندگی است. آبراهام میگنون، مالکیت عمومی، از طریق Wikimedia Commons

نقوش

چندین موتیف وجود دارد که برای ژانر Vanitas اساسی بودند. بسته به موقعیت جغرافیایی نقاشی، از آنجایی که مناطق مختلف به نقوش مختلف ترجیح می دهند، هنرمندانبر انواع نقوش متمایز تأکید می‌کند.

نمادهای متعددی در نقاشی‌های وانیتاس نشان داده شده‌اند، با همان نوع نقوش برای هر دسته. نقوشی که برای به تصویر کشیدن ثروت استفاده می شد شامل طلا، کیف پول و جواهرات بود، در حالی که آنهایی که برای توصیف دانش استفاده می شدند شامل کتاب ها، نقشه ها و خودکارها بودند. در شکل غذا، فنجان شراب، و پارچه؛ و نمادهای مرگ و پوسیدگی معمولاً با جمجمه، شمع، دود، گل، ساعت و ساعت شنی نشان داده می شد. -در نقاشی های متعدد وانیتاس آگاهی از مرگ و میر انسان وجود داشت. مهم نیست که چه اشیایی دیگر شامل می شد، اشاره به مرگ و میر همیشه واضح بود. بیشتر اوقات، این از طریق گنجاندن جمجمه به تصویر کشیده می‌شد، اما اشیاء دیگری مانند پژمرده شدن گل‌ها، سوختن شمع‌ها و حباب‌های صابون به همین اثر دست یافتند. نت، ویولن، کره زمین، شمع، ساعت شنی و ورق های بازی، همه روی میز پرده ای (1662) اثر کورنلیس نوربرتوس گیجسبرچتس; Cornelis Norbertus Gijsbrechts، دامنه عمومی، از طریق Wikimedia Commons

نمادهای مربوط به مفهوم زمان نیز گنجانده شده بودند، که معمولاً با استفاده از ساعت یا ساعت شنی به تصویر کشیده می شدند. در حالی کهگلهای پوسیده ممکن است با مرگ صحبت کنند، آنها همچنین به گذر زمان دلالت دارند و به آنها اجازه می دهد برای هر دو مفهوم استفاده شوند. با این حال، مفهومی که نقاشی‌های وانیتاس، علاوه بر مرگ و میر، احتمالاً بیش از همه تداعی می‌کنند، حقیقت تلخی است.

در آثار هنری طبیعت بی‌جان وانیتاسی که ساخته شده‌اند، ناامیدی از تعقیب‌های دنیوی ما در چهره وجود دارد. وجود فانی ما کاوش شد.

هنرمندان مشهور وانیتاس و آثار هنری آنها

نقاشی های وانیتاس ابتدا به عنوان طبیعت های بی جان که در پشت پرتره ها به عنوان یک هشدار مستقیم و واضح نقاشی می شدند آغاز شد. به موضوع ناپایداری زندگی و اجتناب ناپذیر بودن مرگ. در نهایت، این هشدارها به یک ژانر خاص تبدیل شدند و به آثار هنری برجسته تبدیل شدند.

در شروع جنبش، آثار هنری بسیار تیره و تاریک به نظر می رسید. با این حال، با افزایش محبوبیت این جنبش، آثار هنری در اواخر دوره کمی سبک تر شدند. تعدادی از هنرمندان که به عنوان یک سبک هنری مشخص از هنر هلندی در نظر گرفته می شوند، به دلیل آثار هنری Vanitas خود به شهرت رسیدند. در فهرست زیر، برخی از معروف ترین و تاثیرگذارترین آثار هنری دوره وانیتاس را بررسی خواهیم کرد.

هانس هولبین جوان: سفیران (1533)

نقاشی توسط آلمانی هانس هلباین جوان، سفیران به عنوان پیشرو مهمی برای ژانر Vanitas وجود داشت. در این اثر هنری، هالبینسفیر فرانسه انگلستان و اسقف لاوور را با این دو مرد به تصویر می کشد که به قفسه ای که با نمادهای وانیتاس تزئین شده است تکیه داده اند.

سفیران (1533) اثر هانس هلبین جوان ; هانس هولبین، دامنه عمومی، از طریق Wikimedia Commons

این اشیاء شامل ساعت آفتابی، کره زمین، کتاب و آلات موسیقی است. از طریق مشاهده این اشیاء در رابطه با دو مرد، فرد می‌آموزد که آنها تحصیل کرده، سفر کرده‌اند، و متعاقباً در معرض لذت‌های دنیا قرار گرفته‌اند. که در مقایسه با دانش همیشگی مبنی بر اینکه مرگ هنوز در راه است گذرا تلقی می شد.

بارزترین نماد وانیتاس در این نقاشی جمجمه است که در پیش زمینه قرار گرفته است. با این حال، این جمجمه مخدوش است، به این معنی که تنها از یک منظر خاص می توان آن را به دقت دید. این تغییر شکل، رمز و راز بزرگی را پیرامون ایده مرگ در این اثر هنری ایجاد می‌کند، زیرا از دیدگاه‌های متعددی قابل مشاهده است. زمانی که فرد بتواند جمجمه را به درستی ببیند، به عنوان یادآوری مرگ و میر و مرگ قریب الوقوع وجود دارد، اما وقتی از زاویه ای دیگر به آن نگاه می شود، بینندگان اغلب آن را نادیده می گرفتند و در مورد آنچه که هست گیج می شدند.

پیتر. Claesz: Vanitas Still Life با ویولن و توپ شیشه ای (حدود 1628)

یکی از بزرگترین نقاشان عصر طلایی هلندPieter Claesz بود که Vanitas طبیعت بی جان را با ویولن و توپ شیشه ای نقاشی کرد. این اثر هنری مهارت هنری کلاسز را در به تصویر کشیدن چندین نقوش وانیتاس نشان داد. ) توسط Pieter Claesz; Pieter Claesz، مالکیت عمومی، از طریق Wikimedia Commons

در این اثر هنری، چشم بیننده توسط نور بعدی که به تصویر کشیده می شود به جزئیات مختلف هدایت می شود. شیشه واژگون شده که کاملا خالی است پنجره ای را منعکس می کند و در انعکاس گوی شیشه ای در طرف مقابل تابلو نیز دیده می شود. تصور می شد که نمادی از کوتاهی لذت های دنیوی است که با گنجاندن یک شمع خاموش، یک ساعت و یک جمجمه بیشتر برجسته شد. همانطور که آنها به عنوان بازنمایی عبارت لاتین memento mori برای یادآوری مرگ به بینندگان وجود داشتند. کلاسز به خاطر رنگ‌های محدودی که در طبیعت‌های بی جان وانیتاهایش استفاده می‌کرد، شهرت داشت و این نقاشی نیز از این قاعده مستثنی نبود. کل نقاشی از رنگ های قهوه ای و سبز تشکیل شده است، به جز روبان آبی، که به حال و هوای تاریک و تاریک اثر هنری می افزاید.

Antonio de Pereda: تمثیل از Vanity (1632 - 1636)

در مورد اسپانیایی اطلاعات کمی وجود داردهنرمند آنتونیو د پردا، که یکی از شناخته شده ترین طبیعت های بی جان وانیتا را نقاشی کرد. این اثر هنری، با عنوان تمثیل غرور ، به زیبایی به تلاش بیهوده برای قدرت اشاره می کند، همانطور که توسط فرشته ای که توسط کالاهای نفیس احاطه شده است نشان داده شده است. در کنار او پول و جواهرات خوب نهفته است، اما به نظر می رسد فرشته از این ثروت غافل است. گویی او معنای پنهانی را می‌فهمد که نقاشی سعی می‌کند قبل از اینکه بینندگان بتوانند آن را بفهمند، منتقل کند.

تمثیل غرور (1632-1636) اثر آنتونیو د پردا; Antonio de Pereda، مالکیت عمومی، از طریق Wikimedia Commons

علی رغم اجتناب ناپذیر بودن مرگ توسط ساعت شنی، شمعدان، و جمجمه، این نقاشی مستقیماً موضوعات بیماری و بیماری را به اشتراک نمی گذارد. ناامیدی برای بیننده این احتمالاً به این دلیل است که به نظر می رسد فرشته از گذرا بودن خود در جهان طبیعی آگاه است، زیرا می داند که حضور او در زندگی پس از مرگش ابدی خواهد بود.

همچنین ببینید: رنگ های ثانویه - تعریف دقیق رنگ های ثانویه

بی معنی بودن قدرت دوباره توسط فرشته ای به تصویر کشیده می شود که تصویری کوتاه دارد که پادشاه اسپانیا را در حالی که به کره زمین اشاره می کند به تصویر می کشد. گفته می شد که این حرکت به بیهودگی تلاش های بشری مانند استراتژی تفرقه بینداز و حکومت کن اشاره می کرد که در تلاش برای هشدار دادن به افراد در مورد ناامیدی در همه اقداماتشان بود تا بتوانند جلوی آنها را بگیرند.

Jan Miense Molenaer: تمثیل ازVanity (1633)

تمثیل غرور، نقاشی شده توسط Jan Miense Molenaer، گفته می شود که به عنوان یک نمونه عالی از هنر Vanitas وجود دارد. این اثر هنری سه فرد را به تصویر می کشد که تصور می شود یک زن، پسر و خدمتکار او باشند. نمادهای متعددی در این نقاشی وجود دارد که به مضامین تجمل، اسراف و رضایت اشاره دارد. این ایده ها توسط آلات موسیقی، حلقه در انگشت او، نقشه آویزان شده به دیوار در پس زمینه، و همچنین لباس هایی که مادر و پسر پوشیده اند، به تصویر کشیده شده است.

همچنین ببینید: "شکوفه بادام" ون گوگ - تجزیه و تحلیل نقاشی درخت شکوفه ون گوگ

تمثیل. از Vanity (1633) توسط Jan Miense Molenaer; Jan Miense Molenaer، مالکیت عمومی، از طریق Wikimedia Commons

علیرغم همه این مجلل، احساس بیهودگی و بی اهمیتی از طریق زن در مورد رابطه اش با پسرش نشان داده می شود. زن می نشیند و به دوردست ها خیره می شود در حالی که پسرش تلاش می کند توجه او را جلب کند. در حالی که این اتفاق می افتد، به نظر می رسد که او یک حلقه و یک آینه در دست دارد که به عنوان نمادی از غرور او گنجانده شده است.

به نظر می رسد هر چقدر هم که پسر تلاش کرد توجه مادرش را جلب کند، نمی تواند او را نجات دهد. از بردگی تا بی‌معنای زندگی‌اش. این بیهودگی زندگی با جمجمه ای که پاهایش را روی آن قرار می دهد بیشتر برجسته می شود، زیرا به عنوان یادآوری مرگ و پوسیدگی پیش رو گنجانده شده بود.

Willem Claesz: طبیعت بی جان با صدف ( 1635)

هلندینقاش Willem Claesz به دلیل نوآوری خود در تصاویر طبیعت بی جان خود که منحصراً در طول زندگی حرفه ای خود نقاشی می کرد شناخته شده بود. در Still Life with Oysters ، برداشتی غیرعادی از نقاشی های Vanitas انجام شده است. دلیل این امر این است که هیچ نماد و اشیاء به ظاهر واضح Vanitas در آن گنجانده نشده است. در عوض، Claesz صرفاً اشیاء ثروت، مانند صدف، شراب، و یک تعزیه نقره ای را به تصویر کشید. ویلم کلاسز; ویلم کلاسز. هدا، مالکیت عمومی، از طریق ویکی‌مدیا کامانز

این اشیا، علی‌رغم اینکه به‌خاطر فراوانی‌شان شناخته می‌شوند، به نظر می‌رسد که کاملاً در هم ریخته هستند، زیرا ظروف واژگون شده‌اند و غذا پیش از موعد رها شده است. یک موتیف ظریف Vanitas از طریق گنجاندن یک لیمو پوست کنده نشان داده می شود که تلخی درون آن را آشکار می کند و گفته می شود که به عنوان تصویر نمادین طمع انسان وجود دارد. علاوه بر این، صدف‌ها هم از غذا و هم از زندگی خالی به نظر می‌رسند و تکه کاغذی که تا شده از یک تقویم گرفته شده است. گفته می شود که هر دو شی گذر زمان را به تصویر می کشند.

پالت رنگی که کلاسز در این نقاشی انتخاب کرده است، هم تاریک و هم محدود است، که در اکثر نقاشی های وانیتاس آن زمان یک انتخاب رایج بود. این رنگ‌ها عمدتاً به دلیل خاصیت جوجه‌آوری و توانایی آن‌ها در ایجاد حالتی تاریک انتخاب شده‌اند. منبع نور واحد است کهاین کار به منظور یادآوری مرگ قریب الوقوع خود به بینندگان انجام شد.

Judith Leyster: The Last Drop (The Gay Cavalier) (1639)

آخرین قطره، نقاشی شده توسط جودیت لیستر، نمونه منحصر به فردی از نقاشی های وانیتاس در آن زمان را ارائه می دهد. دو مرد که بر اساس عنوان اثر هنری همجنسگرا شناخته می شوند، به تصویر کشیده می شوند که از طریق نوشیدن و رقصیدن لذت خود را تسلیم می کنند.

آخرین قطره (The Gay Cavalier) (1639) توسط جودیت لیستر; موزه هنر فیلادلفیا، مالکیت عمومی، از طریق Wikimedia Commons

در پشت این مردان، اسکلتی در پس زمینه به تصویر کشیده شده است که توجه بینندگان را به خود جلب می کند. نشان داده شده است که این اسکلت ساعت شنی و جمجمه را در دستان خود گرفته است که صحنه بسیار وحشتناکی را ایجاد می کند. علیرغم این لحن تعیین شده توسط اسکلت، گنجاندن آن، همراه با اشیایی که در دست دارد، ایده هایی را در مورد زودگذر بودن و اجتناب ناپذیر بودن مردن برمی انگیزد.

شادی چهره ها در تضاد با وحشتناکی اسکلت است. یک پیام قوی Vanitas برای بینندگان. این پیام اساساً از افراد التماس می کند که در لحظه های زندگی زندگی کنند در حالی که می توانند، همانطور که زمان به سرعت می گذرد و قبل از اینکه متوجه شوند، مرگ بر آنها خواهد بود.

هارمن ون استین ویک: هنوز زندگی: تمثیلی از بیهودگی های زندگی بشر (1640)

هارمن ون استین ویک نقاش هلندی از هنرمندان برجستهژانر Vanitas و تبدیل به یکی از بهترین نقاشان طبیعت بی جان زمان خود شد. طبیعت بی جان: تمثیلی از بیهودگی های زندگی بشر به عنوان نمونه بارز نقاشی وانیتاس وجود دارد، زیرا در واقع یک اثر مذهبی بود که به صورت یک طبیعت بی جان مبدل شده بود.

زندگی بی جان: تمثیلی از بیهودگی های حیات بشری (حدود 1640) نوشته هارمن ون استین ویک; Harmen Steenwijck، مالکیت عمومی، از طریق Wikimedia Commons

شامل جمجمه به این معنی است که حتی برای ثروتمندترین افراد، هیچ راهی برای فرار از مرگ و قضاوت آسمانی وجود ندارد. کرنومتر که یک ساعت است، نمادی است که چگونه گذشت زمان ما را به مرگ نزدیک می کند. یکی دیگر از نمادهای جالب اضافه شدن پوسته است که یک کالای نادر کلکسیونر آن زمان بود. تصور می شد که نمادی از ثروت زمینی و بیهودگی است که با جست و جوی این ثروت همراه بوده است، و این را بیشتر با پارچه، کتاب و ابزار نشان می دهند.

هر یک از اشیاء در نقاشی به دقت انتخاب شده اند. برای انتقال مؤثر پیام وانیتاس، که در انجیل متی عهد جدید خلاصه شده است. در این پیام آمده بود که بینندگان باید احتیاط کنند که به ثروت، اشیاء مادی و لذت های زندگی اهمیت زیادی دهند، زیرا این اشیاء می توانند به موانعی در مسیر رستگاری تبدیل شوند.

جوریس ون سون: تمثیل در زندگی انسانمحبوبیت آنها افزایش یافت، زیرا هدف این آثار هنری یادآوری مرگ و میر قریب الوقوع خود به بینندگان بود. هنرمندان Vanitas خود را وقف این کردند که با مردم مرفه ارتباط برقرار کنند که چیزهایی مانند لذت، ثروت، زیبایی و اقتدار ویژگی های پایان ناپذیری نیستند.

همه غرور است (1892) توسط چارلز آلن گیلبرت، جایی که زندگی، مرگ و معنای هستی در هم تنیده شده اند. تصویر زنی است که به آینه بودوار خیره شده است که شکل جمجمه را تشکیل می دهد. چارلز آلن گیلبرت، مالکیت عمومی، از طریق Wikimedia Commons

این یادآوری آشکار ناپایداری توسط نقاشی‌های مختلف Vanitas از طریق گنجاندن اشیاء خاص نشان داده شد. چیزهایی که در این نقاشی ها رایج شد، اشیای دنیوی مانند کتاب و شراب بود که در کنار نمادهای معنی دار مانند جمجمه، گل های چروکیده و ساعت شنی قرار می گرفتند. این اشیاء همگی مضمون گذر زمان را در داخل نقاشی ها منتقل می کردند، که بیشتر بر واقعیت همیشه حاضر فناپذیری تأکید می کرد.

از آنجایی که هدف نقاشی های وانیتاس نشان دادن بیهودگی تعقیب دنیوی و قطعیت مرگ بود. ، دو نوع سبک نقاشی وجود داشت. دسته اول شامل نقاشی هایی بود که از طریق گنجاندن اشیایی مانند جمجمه، شمع، لامپ های سوخته و گل های پژمرده، بر مرگ تمرکز داشتند. دسته دوم، در تلاش برای دلالت بر اجتناب ناپذیر بودن مرگ،

(1658 – 1660)

هنرمند فلاندری، یوریس ون سون، که تمثیل در مورد زندگی انسان را نقاشی کرد، موضوع Vanitas را به سبک زیبایی شناختی زیبا بیان کرد. در نگاه اول، شخص فوراً اسیر زیبایی این اثر هنری می شود، همانطور که با مجموعه فراوان گل ها و میوه ها به تصویر کشیده شده است. رنگ‌های به کار رفته در این نقاشی به گرما می‌افزایند که باعث می‌شود گل رز، انگور، گیلاس و هلو حتی نفیس‌تر از آنچه به نظر می‌رسند به نظر برسند.

تمثیل در زندگی انسان (حدود 1658-1660) توسط Joris van Son؛ Joris van Son، دامنه عمومی، از طریق Wikimedia Commons

اما، با بررسی دقیق تر، می توان جمجمه، ساعت شنی و شمع سوزان را در پس زمینه دیده می شود. این اشیاء Vanitas در وسط اثر هنری قرار گرفته‌اند و متعاقباً در سایه‌های تاج گل سرزنده سرزندگی و زندگی بیکارند.

تضاد بزرگی بین میوه‌های حسی، شکوفه ایجاد می‌شود. گل‌ها و اشیاء تیره و مبهم که موقتی بودن را نشان می‌دهند.

علاوه بر زوال زندگی که به تصویر کشیده می‌شود، میوه‌های رسیده و گل‌های رنگارنگ به نظر می‌رسند که در نقطه ترکیدن قرار دارند و بینندگان را به لمس دعوت می‌کنند. آنها را قبل از زوال اجتناب ناپذیر خود. گنجاندن دو ایده که پیرامون موضوع اصلی زوال شکل گرفته اند، اهمیت معنوی موجود در این نقاشی را به تصویر می کشد. در حالی که پوسیدگی هنوز به زندگی انسان اشاره دارد، همچنین چارچوب و تکمیل کننده استوانیتاس قبل از اینکه هر کدام از بین برود به اشیاء می پردازد. بنابراین، کوتاهی زندگی انسان و توانایی انسان برای بالا رفتن از مرگ به عنوان یک موضوع قوی مطرح می شود.

Edwaert Collier: Vanitas – Still Life with Books and Manuscripts and a Skull ( 1663)

ادوارت کولیر، نقاش عصر طلایی هلندی، بیشتر به خاطر زندگی بی جان خود شناخته می شد، همانطور که با اثر هنری چشمگیر او با عنوان Vanitas – زندگی بی جان با کتاب ها و دست نوشته ها و یک جمجمه نشان داده شد. که به‌عنوان یک هنرمند وانیتاس قابل توجه است، کولیر تنها 21 سال داشت که این اثر را نقاشی کرد و استعداد هنری بزرگی را که داشت نشان داد. and a Skull (1663) توسط Edwaert Collier; اورت کولیر، مالکیت عمومی، از طریق ویکی‌مدیا کامانز

در این نقاشی، کولیر بسیاری از نمادهای کلاسیک وانیتاس مانند جمجمه در مرکز اثر هنری، ساعت جیبی باز، کتاب‌ها و ابزار موسیقی، عینک و ساعت شنی. از طریق گنجاندن این عناصر، کولیر این پیام را به مردم منتقل کرد که زندگی، در تمام جنبه های باشکوهش، اساساً به دلیل ماهیت زودگذر آن بی معنی است. مانند شن و ماسه در ساعت شنی، کولیر نشان داد که مردم، موسیقی و کلمات در نهایت پژمرده خواهند شد.

بعد از تماشای این اثر، مخاطبان تشویق می شوند که اکنون را در دست بگیرند و زندگی را به همان لذت و لذت زندگی کنند.ممکن است، زیرا در زمان هیچ لذتی ممکن نخواهد بود. طبیعت بی جان وانیتاس Collier به عنوان هشداری در برابر بیهودگی جهان وجود دارد، علاوه بر این به بینندگان هشدار می دهد که قبل از اینکه دیر شود از زندگی لذت ببرند.

Pieter Boel: Allegory of the Vanities of the World (1663)

پیتر بوئل، یکی دیگر از هنرمندان مهم فلاندری Vanitas، در طول زندگی حرفه ای خود در طبیعت های بی جان مجلل تخصص داشت. تمثیل غرورهای جهان او به دلیل توجه به جزئیات و اندازه غیرمعمول بزرگ تصور می شود که شاهکاری از ژانر Vanitas است.

تمثیل از The Vanities of the World (1663) نوشته پیتر بوئل; پیتر بوئل، مالکیت عمومی، از طریق Wikimedia Commons

هنگامی که به اثر نگاه می‌کند، چشم بیننده بلافاصله عظمت باروک موجود را در نظر می‌گیرد، همانطور که توسط محتوای نمادین گسترده ارائه شده است. با بررسی دقیق تر این عظمت، به نظر می رسد شکوه و جلال به تصویر کشیده شده توسط بوئل بر بالای یک تابوت که در کلیسایی به تدریج در حال فروپاشی قرار دارد، قرار دارد. چندین آیتم، مانند سینه‌پشت و تیری از تیرها، ماهیت مغرورانه شکست نظامی را نشان می‌دهد.

بر خلاف این اشیاء، اقلام فکری وانیتاسی مختلفی از جمله کتاب و اسناد به تصویر کشیده شده است. اشیاء ثروت را نیز میتر اسقف، تاج، عمامه تاج دار و ردای ابریشمی با لبه ارمینه به تصویر کشیده اند. در حالی که این نمادهای ثروتدلالت بر قدرت سیاسی و مذهبی دارد، یک تضاد وجود دارد.

هر چه انسان بیشتر راه خود را از میان این اشیاء باز کند، این اشیاء بیشتر به عنوان یادآوری آشکار وجود دارند که مرگ بر همه چیز غلبه می کند، مهم نیست چه باشد.

میراث هنر Vanitas

در اواخر عصر طلایی هلند، ژانر هنری Vanitas محبوبیت عمومی خود را از دست داد. این به دلیل این واقعیت بود که معنای آنچه وانیتاس برای آن ایستاده بود قدرت خود را از دست داد، علاوه بر این که روح اصلاحات مبارزاتی مذهبی قدرت خود را از دست داد. با این حال، پیشرفت‌هایی که در این زمان در نقاشی طبیعت بی‌جان رخ داد، تأثیر زیادی بر نسل‌های هنرمندان بعدی گذاشت.

جالب است که گفته می‌شود وانیتاس از یک تناقض ناشی شده است. از طریق عمل نقاشی و متعاقبا ایجاد یک مصنوع زیبا، یک غرور ساخته شد که بینندگان را از خطرات دیگر غرورها در زندگی هشدار می داد. بنابراین، وانیتاس در طول قرن هفدهم یک ژانر هنری مهم باقی ماند، زیرا ذهن افراد را به سمت ایده‌هایی هدایت می‌کرد که منعکس‌کننده مرگ و عمل به ظاهر بی‌ارزش و در عین حال پرشور زندگی بود. اضافه شدن زیبایی زیبایی شناختی به آثار هنری بود. پس از پایان یافتن وانیتاس، طبیعت‌های بی‌جان به طرز شگفت‌انگیزی در تصویر خود زیبا بودند تا اینکه در اواخر عمر تغییر معنا پیدا کردند.قرن 19. این در درجه اول توسط هنرمندان پل سزان و پابلو پیکاسو رهبری شد، که شروع به آزمایش با زیبایی شناسی متفاوتی کردند که ترکیب طبیعت بی جان ارائه می کرد. در این ژانر، هنوز به راحتی می توان تعجب کرد: Vanitas چیست؟ در هسته اصلی خود، دوره Vanitas در هنر بر خلق آثار هنری متمرکز بود که بر گذرا بودن زندگی و اجتناب ناپذیر بودن مرگ برای بینندگان تأکید می کرد. بنابراین، پیام در نقاشی‌های وانیتاس این بود که اگرچه جهان می‌تواند نسبت به زندگی انسان بی‌تفاوت باشد، اما هنوز می‌توان از زیبایی آن لذت برد و قبل از زوال نهایی مرگ در آن منعکس شد.

نگاهی به داستان وب هنر طبیعت بی جان ما در Vanitas اینجاست!

نماد ماهیت زودگذر لذت های زمینی با اشیایی مانند پول، کتاب و جواهرات بود.

یک نماد مهم دیگر که در هر دو دسته استفاده می شد، گنجاندن ساعت شنی، ساعت جیبی باز و ساعت بود که نشان دهنده عبور بود. از زمان این اشیاء از بینندگان التماس می‌کردند که بفهمند زمان یک منبع گرانبهاست و به طرز ماهرانه‌ای کسانی را که به نظر می‌رسید هدر می‌دهند سرزنش می‌کردند. و زودگذر.

رویای شوالیه (حدود 1650) اثر آنتونیو دی پردا، جایی که یک نجیب زاده قرن هفدهمی، با لباس های آن زمان، نشسته است. در خواب در حالی که فرشته ای ماهیت زودگذر لذت ها، ثروت ها، افتخارات و شکوه را به او نشان می دهد. Antonio de Pereda، مالکیت عمومی، از طریق Wikimedia Commons

در نگاه اول، نقاشی های Vanitas فوق العاده چشمگیر هستند، زیرا ترکیبات آنها بسیار آشفته و نامرتب است. بوم معمولاً مملو از اشیایی است که در ابتدا تصادفی به نظر می‌رسند، اما با بررسی دقیق‌تر، نوع و مجاورت اشیاء دارای نمادهای زیادی است و به عنوان یک انتخاب سبک وجود دارد.

علی‌رغم ترکیب عناصر طبیعت بی‌جان، نقاشی های وانیتاس به دلیل نمادین بودن بسیار متفاوت است. هنرمندان در تلاش برای نمایش اشیاء مختلف یا نشان دادن مهارت هنری خود، نقاشی خلق نمی کردندهر چه نقاشی بیشتر مورد توجه و مشاهده قرار می گرفت هر دو ویژگی آشکار می شد.

نقاشی های خلق شده در این زمان به عنوان تصویری نمادین از عدم قطعیت جهان وجود داشتند و بر این ایده تأکید داشتند که هیچ چیز احتمالاً نمی تواند در برابر زوال و مرگ استقامت کند. بنابراین، آثار هنری وانیتاس یک پیام شدید التماس می‌کردند، زیرا هدف این بود که افکار و ایده‌های این ژانر را به بینندگان خود موعظه کند.

علاوه بر محبوبیت در طول زمان، وانیتاس همچنان بر برخی از آثار هنری تأثیر گذاشته است. که در حال حاضر در جامعه هنری پست مدرن دیده می شود. هنرمندان مشهوری که سبک وانیتاس را تجربه کرده اند عبارتند از اندی وارهول و دیمین هرست که از جمجمه در آثار هنری خود استفاده می کردند.

همانند تصاویر مدرن آثار هنری وانیتاس که امروز وجود دارد، پیام این ژانر ثابت می ماند: این تنها زندگی است که به ما داده شده است، بنابراین قبل از اینکه بتوانید از آن نهایت لذت را ببرید، اجازه ندهید از کنار شما بگذرد.

درک تعریف هنر Vanitas

هنگامی که به دنبال یک تعریف هستیم، ابتدا باید ریشه شناسی این اصطلاح را درک کنیم. کلمه vanitas ریشه لاتین دارد و گفته می شود به معنای "بیهودگی"، "پوچی" و "بی ارزشی" است. علاوه بر این، "vanitas" ارتباط نزدیکی با ضرب المثل لاتین memento mori داشت که تقریباً به "به یاد داشته باشید باید بمیرید" ترجمه شده است. گفته می شد که این ضرب المثل هنری یا تمثیلی وجود داردیادآوری قطعیت مرگ، که گنجاندن جمجمه‌ها، گل‌های در حال مرگ، و ساعت‌های شنی را در نقاشی‌های وانیتاس که خلق شده بود توجیه می‌کرد. و بیهودگی لذت دنیوی. این اساساً از طریق گنجاندن اشیاء نمادین مختلف که برای یادآوری این ایده‌ها به بینندگان طراحی شده بودند، انجام شد.

Vanitas ما را به یاد Vanities می‌اندازد

اصطلاح vanitas به زبان لاتین بود. "غرور". تصور می‌شد که غرور ایده پشت نقاشی‌های وانیتاس را در بر می‌گیرد، زیرا این نقاشی‌ها برای یادآوری به افراد ایجاد شده‌اند که زیبایی و دارایی‌های مادی‌شان آنها را از مرگ اجتناب‌ناپذیرشان حذف نمی‌کند.

این اصطلاح در ابتدا از کتاب مقدس در ابتدای کار آمده است. سطرهای کتاب جامعه 1: 2، 12: 8، که می‌خواند: «بیهوده باطل، واعظ می‌گوید، باطل باطل، همه باطل است.» با این حال، در نسخه کینگ جیمز، کلمه عبری hevel به اشتباه به معنای "بیهودگی از باطل" ترجمه شده است، علیرغم اینکه در واقع به معنای "بیهوده"، "بیهوده" و "بی اهمیت" است. علیرغم این اشتباه، هوول همچنین مفهوم گذرا بودن را که ایده مهمی در نقاشی های وانیتاس بود، به کار برد. نیمه قرن شانزدهم) توسط بارتل بروین بزرگ، جایی که ما یک آناتومیک را می بینیمجمجمه صحیح در یک طاقچه از سنگ قرار داده شده است. ورق کاغذ را می توان به این صورت ترجمه کرد: "بدون هیچ سپر برای نجات شما از مرگ، تا زمانی که بمیرید زندگی کنید". بارتل بروین بزرگ، مالکیت عمومی، از طریق ویکی‌مدیا کامانز

رابطه بین وانیتا و دین

نقاشی‌های وانیتاس نه تنها به عنوان یک اثر هنری صرف دیده می‌شد، بلکه همچنین حاوی پیام‌های اخلاقی مهمی بود که آنها را نوعی تذکر دینی می‌دانست. این نقاشی ها عمدتاً برای یادآوری به کسانی که به آن نگاه می کردند در مورد بی اهمیت بودن زندگی و لذت های آن طراحی شده بودند، زیرا هیچ چیز نمی توانست در برابر ماندگاری که مرگ به ارمغان می آورد مقاومت کند.

با توجه به موضوع آن، قابل بحث است که آیا ژانر Vanitas است یا خیر. اگر ضد اصلاحات و کالوینیسم نبود که آن را در کانون توجه قرار داد، به همان اندازه محبوب بود. هر دوی این جنبش‌ها، یکی کاتولیک و دیگری پروتستان، همزمان با محبوبیت نقاشی وانیتاس ظاهر شدند.

امروزه، منتقدان ورود این جنبش‌ها را به عنوان احتیاط‌های اضافی در برابر بیهودگی‌ها نسبت می‌دهند. از زندگی، همانطور که آنها بر کاهش دارایی ها و پیروزی تأکید داشتند، که بیشتر بر چیزی که ژانر وانیتاس ایستاده بود تأکید می کرد. قرن باعث تغییر قابل توجهی در اندیشه دینی در سراسر اروپا شد. قاره شروع بهخود را بین کاتولیک و پروتستانتیسم تقسیم کرد که باعث عدم اطمینان بسیاری در بسیاری از مسائل مذهبی شد. این امر منجر به حمایت کاتولیک ها برای ریشه کنی تصاویر مقدس شد، در حالی که پروتستان ها معتقد بودند که این تصاویر می تواند برای بازتاب فردی خدا و سایر موضوعات مقدس مفید باشد.

جمهوری هلند که خود را از شر کاتولیک های خود رها می کرد حاکمان اسپانیا در آغاز قرن هفدهم به یک دولت پروتستانی مغرور تبدیل شدند. احساس فردگرایانه نسبت به مشورت که با پروتستانیسم همراه بود به هنرمندان هلندی کمک کرد تا به سمت ژانر وانیتاس هدایت شوند، زیرا آنها می خواستند احساسات مذهبی خود را از طریق فرم هنری مناسب بیان کنند. با ایده ها و مضامینی که در نقاشی های خلق شده مطرح شد. وانیتاس به افراد یادآوری کرد که با وجود جذابیت چیزهای دنیوی، آنها نسبت به خدا زودگذر و ناکافی باقی می مانند. بنابراین، این نقاشی‌ها بر مرگ و میر اجتناب‌ناپذیری که بینندگان با آن روبه‌رو بودند تأکید می‌کردند تا به بینندگان یادآوری کنند که مطابق با خدا رفتار کنند. '، حدود 1627-1678) توسط کورنلیس گال جوان، که تمثیلی از مرگ را به تصویر می کشد. در زیر کتیبه نوشته شده است Quid terra cinisque superbis Hora fugit، marcescit Honor، Mors imminet atra. ترجمه شده، این به معنای "چه چیزی است.آیا خاکستر افتخار می کند؟ زمان می‌گذرد، افتخار مشکوک، مرگ و سیاهی.»؛ کورنلیس گال جوان، مالکیت عمومی، از طریق Wikimedia Commons

Vanitas and Realism

Vanitas هنر فوق‌العاده واقع‌گرایانه بود. ، زیرا به طور محکم بر مفاهیم زمینی استوار بود که تفاوت زیادی با تکنیک عرفانی هنر کاتولیک داشت. بنابراین، این ژانر از هنر وانیتاس در هدایت تمرکز ذهن بیننده به سمت بهشت ​​از طریق به تصویر کشیدن اشیایی که بر روی زمین وجود داشتند، بسیار مفید بود.

رئالیسم در نقاشی‌های وانیتاس نیز قابل توجه است، زیرا آنها فوق‌العاده پیچیده و خاص بودند. بررسی دقیق‌تر آثار هنری، مهارت و فداکاری بالایی هنرمندان را نشان می‌دهد، زیرا آنها اشیاء زندگی بیننده را برجسته می‌کنند تا نقاشی را تا حد ممکن مرتبط و کاربردی کنند.

از طریق استفاده از سبکی واقع‌گرایانه. ، هنرمند Vanitas توانست پیام اصلی آثار هنری را که حول بیهودگی چیزهای پیش پا افتاده متمرکز شده بود جدا کند و سپس بر آن تاکید کند. رئالیسم در این آثار هنری به بینندگان کمک کرد تا ذهن خود را با توجه به جنبه‌های زودگذر زندگی که در تضاد زیادی با بی‌نظمی نقاشی واقعی بود، درک کنند و متعاقباً نظم دهند.

Vanitas and Still Life

One یکی از مهمترین جنبه های ژانر وانیتاس این بود که به عنوان زیر ژانر نقاشی طبیعت بی جان در نظر گرفته می شد. بنابراین، Vanitasنقاشی‌ها صرفاً گونه‌ای از شکل طبیعی طبیعی سنتی بودند. نقاشی‌های معمولی طبیعت بی‌جان شامل اشیاء بی‌جان و معمولی مانند گل‌ها، غذا و گلدان‌ها می‌شد که توجه آثار هنری تنها بر روی این اشیاء قرار می‌گرفت. از این اشیایی که به طور سنتی در طبیعت بی جان یافت می شد برای تأکید بر ایده ای کاملاً متفاوت استفاده می کرد.

گفته می شود که طبیعت بی جان وانیتا به بینندگان درس مهم و اخلاقی می دهد، زیرا هنرمندان ظرافت های متداول را در آن قرار می دهند. در تضاد با مرگ نهایی یک فرد. این کار به این دلیل انجام شد که در ابتدا بینندگان را به خود جلب کرد، قبل از اینکه آنها را نسبت به نحوه رفتارشان با دیگران و جهان پس از بررسی و درک کامل اثر، تواضع کنند.

Nature morte de chasse ou Attirail d'oiseleur ("شکار طبیعت بی جان" یا "طبیعت بی جان تجهیزات مرغداری"، قبل از 1675) توسط کورنلیس نوربرتوس گیسبرشتس. Cornelis Norbertus Gijsbrechts، مالکیت عمومی، از طریق Wikimedia Commons

ویژگی های یک اثر هنری Vanitas

در نقاشی های Vanitas که خلق شدند، ویژگی های خاصی ظاهر شد که گنجاندن آن را در ژانر. دسته. این ویژگی‌ها حول محورها و نقوشی است که در هر اثر هنری مورد بررسی قرار می‌گیرد، که در زیر مورد بحث قرار می‌گیرد.

John Williams

جان ویلیامز یک هنرمند، نویسنده و مربی هنر باتجربه است. او مدرک لیسانس خود را در رشته هنرهای زیبا از موسسه پرات در شهر نیویورک گرفت و بعداً مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته هنرهای زیبا در دانشگاه ییل ادامه داد. برای بیش از یک دهه، او هنر را به دانش آموزان در هر سنی در محیط های آموزشی مختلف آموزش داده است. ویلیامز آثار هنری خود را در گالری های سراسر ایالات متحده به نمایش گذاشته است و چندین جایزه و جوایز برای کارهای خلاقانه خود دریافت کرده است. ویلیامز علاوه بر فعالیت‌های هنری‌اش، درباره موضوعات مرتبط با هنر نیز می‌نویسد و کارگاه‌هایی درباره تاریخ و تئوری هنر تدریس می‌کند. او مشتاق تشویق دیگران به ابراز وجود از طریق هنر است و معتقد است که همه ظرفیت خلاقیت را دارند.